علی سجاد فاطمی موحد

گاه‌نوشت‌های شخصی و عمومی

آموزش درمان وسواس + کتاب + سخنرانی

آموزش درمان وسواس + کتاب + سخنرانی

برای درمان وسواس ما برای شما «خود درمانی» را توصیه می‌کنیم.

خب حال چگونه خودتان، خودتان را درمان نمایید؟ جوابی است که با گوش دادن به سخنرانی‌های زیر و مطالعه کتاب معرفی شده به آن خواهید رسید.

1- سخنرانی آیت الله فاطمی نیا  «وسواس و درمان آن»

سخنرانی درمان وسواس فاطمی نیا

این سخنرانی در قالب دو جلسه صوتی بوده که میتوانید از لینک زیر دانلود نمایید. (مدت زمان جلسه اول: 46:48 / مدت زمان جلسه دوم: 50:21)

  

2- سخنرانی شهید مطهری «وسواس و درمان آن»

شهید مطهری درمان وسواس
در این قطعه فایل صوتی شهید مطهری در مورد وسواس و راه درمان آن میگوید. (مدت صوت: 6:31)

3- سخنرانی استاد شجاعی «وسواس و درمان آن»

درمان وسواس استاد شجاعی

مدت زمان جلسه اول: 52:37

مدت زمان جلسه دوم: 19:08

مدت زمان جلسه سوم: 48:14

دانلود هر 3 جلسه در 1 فایل

4- سخنرانی استاد فرحزاد «وسواس و درمان آن» 

درمان وسواس - فرحزاد

مدت زمان جلسه اول: 42:51

مدت زمان جلسه دوم: 48:41

مدت زمان جلسه سوم: 48:15

مدت زمان جلسه چهارم: 41:54

مدت زمان جلسه پنجم: 44:10

مدت زمان جلسه ششم: 44:56

دانلود هر 6 جلسه در یک فایل

5- استاد رائفی پور «وسواس و درمان آن»

رائفی پور درمان وسواس

6- کتاب وسواس درمانی

نویسنده کتاب «بی خیال درمانی» جناب آقای محمد حسین قدیری هستند؛ ایشان در این کتاب به وسواس نگاهی فقهی و روان شناختی داشته و به درمان این بیماری می‌پردازند.

درمان وسواس

در این نوشته؛ جلد اول این کتاب را برای دانلود رایگان آماده نموده ایم. برای مشاهده فهرست مطالب این کتاب؛ به ادامه مطلب رجوع کنید.


فهرست مطالب


پیش‌گفتار

شیطان حقیقت یا نماد؟
سهم جن در اختلالات روانی(روان‌شناسی اسلامی)
روش‌های علمی معتبر
مخاطب این کتاب
اهمیت احکام وسواسی
احکام خاص وسواسی
پیشنهاد و انتقاد



بخش اول: مفهوم و معیار وسوسه، وسواس و کثرالشک

وسواس در لغت
وسواس در اصطلاح اخلاقی- عرفانی
وسواس در اصطلاح فقه
کثیر الشک و وسواسی
وسواس در تفسیر
وسواس در اصطلاح روان‌شناسی
چهار الگوی اختلال وسواس- اجباری
موضوعات اصلی وسواس 2
خدمات متقابل دین و علم (کارشناس مذهبی و روانشناس)
سه بعد انسان
غرب‌زدگی
لایه‌های شخصیت از نظر لازاروس
سبب شناسیِ متافیزیکی و طبیعی2
کشف علل وسواس
تضاد دین و علم
مذهب درمانی و درمان با مذهب
عرفان درمانی و درمان با عرفان


بخش دوم: رفع و دفع افکار سمّی

1.حلول شطان در فرد وسواسی وگناه نابخشودنی
2.گناهکار بودن فرد وسواسی
3. سخت گیری دین و سخت‌نویسی در رساله ها و سخت‌گویی مسأله‌گویان
4.بایدها و نبایدهای دینی هسته وسواس
5.درمان، مخالفِ توکل
6.دستور مَراجع تقلید، زورگویی
7. اختلاف نظر مَراجع، عامل وسواس
8.فضیلت وسواس
9.وسواسِ پزشک یا روان شناس
10. اعتیاد دارویی

بخش سوم: توصیه‌های روان‌شناختی به کارشناسان مذهبی


1. روش‌های رفتاری
2. روش‌های شناختی
3. روش‌های عاطفی و هیجانی
4. روش‌های اجتماعی
5. تکنیک‌های تصویرسازی ذهنی
الف: معشوق درمانی
ب. عشقم میکِشه، مگه فضولی؟
ج. نوح درمانی
د. خضر درمانی
6.روش رفتاری ــ تجسمی
ریلکسیشن(تنش زدایی)
آموزش آرمیدگی یا تمدد اعصاب Relaxation))


بخش چهارم زندگی آسان در سایه اصول فقه

بخش پنجم: اختاپوس وسواس (داستان)
توصیه‌های روان‌شناختی

بخش ششم: نمودارها

1-ریشه وسواس
2-نشانه‌های وسواس فکری و عملی
3-تفاوت اختلال اضطرابی وسواس و اختلال شخصیت وسواسی
4-سبب شناسی وسواس
5-نیروهای غیبی
6-امواج وسوسه‌گر: به فرماندهی ابلیس و اجرای شیطان جنی و انسی و نفس اماره
7-حوزه‌های بهداشت روان
8-چرخه وسواس
9-لایه‌های شخصیت از نظر لازاروس
10-توصیه‌های دهگانه امام خمینی
11-راهکارهای آیت‌الله مظاهری
12-قوای نفس
13-یقین وسواسی
14-شکیات نماز
15-رابطه کثیرالشک و وسواس
16-اعمال و اذکار دینی برای رفع و دفع وسواس


هم اکنون این کتاب را می‌توانید به صورت رایگان دانلود کنید.

منبع: سایت اسک دین

برای دریافت کتاب روی عکس زیر کلیک کنید

 




۱۵ مهر ۱۸:۱۲ علیرضا
از این کتاب مزخرف تر درباره وسواس ندیدم
اسم کتاب: بی خیال درمانی
اگر فرد وسواسی میتونست بی خیال افکارش بشه دیگه نیازی به توصیه شما نبود جهت اطلاع باید بگم که افراد وسواس اعمال وسواسی را آگاهانه انجام میدهند و خودشان هم از این اعمال زیاد خرسند نیستند
لطفا به شعور مردم توهین نکنید

برادر عزیز
در اینجا راهکارهایی جهت بی خیالی داده میشه.
اصل داروی وسواسی به اعتنایی هست.
باید افراد وسواسی را کمک کرد بی خیال باشند.

من خودم وسواس دارم بی خیال بود خیلی سخته ولی میشه...راه درمانش همینه.باید از چیزی که میترسی رو به رو بشی بعدش با افکارو خواسته هات بجنگی.از دکتر رفتن میترسی چون فک میکنی بعدش مریض میشی یا کثیف میشی باید بری حموم.رفتن به مطب دکتر میشه مواجهه با ترس هر چقدر فرار کنی بدتره باید باهاش روبه رو شی بعد که برمیگردی خونه میگی باید برم حموم جلویه خودتو بگیر نرو دادو بیداد میکنی گریه میکنی احساس میکنی الانه مغزت بترکه ولی نا امید نشو بعد نیم ساعت خوب میشی ولی افکار باز میاد سراغت بهش بگو تمیزم کثیفم باشم به تو چه...مواجهه با ترس قدم اول بعد جنگیدن با خواسته های وسواست
با عرض سلام
بنده بسیار از این که کتابتان را بصورت رایگان در اختیار همه قرار میداید ممنونم
به نظر من میشود که افراد با رعایت تقوا و امید به خدا و ورزش مخصوصا ورزش سنگین و همین طور قناعت 
در زندگی و امید بثتن به آخرت این مشکل خود را حل کنند اگر واقعا فردی در عمق وجود خود قبول کرد که 
نظر خدا و آنچه که او می گوید بهترین است دیگر وقت خود را با اوهام پوچ تلف نمی کند اگر واقا کسی باور کرد
که آن دنیایی است که به مراتب برتر از این دنیاست و خداوند این توانایی را در او قرار دادهکه به هدفش برسد دیگر
دلبستگی بیش از حد خود را نسبت به امور پوچ از دست میدهد اگر واقعا اعتقدد داشته باشد که روزی به دنیایی میرود که بهترین است دیگر فعلش میشود عمل به دستور خدا و حتی سخت ترین وسوسه ها هم به مرور با رعایت آموزه های اخلاقی اسلامی از بین میرود.

سلام

ممنون از نظرتان

۲۹ دی ۲۲:۲۷ علیرضا
از اینکه  به این موضوع ومشکل توجه کرده و آثاری را درسایت خود قرار می دهید از شما تشکر میکنم. موفق و سربلند باشید 

خواهش میکنم.

با عر ض سلام به اساتید و دلسوزان محتر م من میخواهم بی پرده با شما دردو دل کنم وچون اینجا میتوانیم آزادانه حرف بزنیم من برای شما از درد خود مینویسم چون میدانم خیلیها حرف دل مرا میزنند بانویی هستم پنجاه ویک سالهاز سیزده سالگی دچار بیماری وسواس شدم ارثیه هم داریم و مادر شوهرم هم وسواس داشتند و من هشت سال با ایشان زندگی کردم روز به روز وسواس من شدت گرفت نزد روانشناسان بنام و روانپزشکان مختلف مراجع عطام وشخصیتهایدزنی برجسته رفته وبسیار در این مورد تحقیق  کردا وکتب مختلف خوانده ام ولی متاسفانه نتیجه نگرفتم همیشه در فکر خودکشی هستم حدود ده سال است که در دستشویی وحمام هم مشکلم حادتر شده ووقتی بمی خواهم این کار ها را انجتم بدهم حالت تهوع بهم دست مید هد و انگار تمام عذابهای دنیا ب ر من نازل میشود حدود یک الی یک ساعت ونیم دستشوئ وحمامم چهار ساعت طول میکشد از چند روز قبل از اینکه بخواهم به حما م بروم استرس شدید دارم وبدنم میلرزد و پاهایم درد میگیرد زیرا خیلی اب مبریزم وخلی از مواقع شده که اب قطع شده ومن در حمام یا دستشویی بودهام وحتی روز قبل از عقد دخترم صبح زود من به حمام رفتم تا فشار اب خوب باشد زیرا روز ها اب نداشتیم ولی از شانس بد ساعت هفت صبح که می خواستم بیرون بیایم اب قطع شد و اداره اب گفت هیچ جا اب نیست ومشکل تصفیه خانه دارد وتا دوازده شب من در حمام بودم فرداهم عقد دخترم بود بچها وشوهرم مرتب پشت در حمام دادوبیداد میکردند  شوهرم با لگد بهدر حمام میکو بید ووساعل را میشکست دخترم نفرینم میکرد  خدا میداند انروز و همیه چه بر یر من گدشت ومن چقدر ازمسلمان بودنم بدم امد و دلم می خواست نیرویی داستم تا خودم را می کشتم  دفع مزاج ومثانهام عصبی شده در عرص دوسال بیست کیلو وزن کم کرده اگ زندگزم فلج شده را هیچ کس رفتو امد  ندارم  خیلی عداب وجدان دارم چون هم اب خیلی اسراف میکنم وهم نمی توانم مادر خوب وهمسر خوب وفرزند خوبی باشم از خودم بدم میاید موقع نماز خواندن  نوعی دلزدگی نسبت به اسلام دارم دلم می تواهد گسلمان نبودم تا حداقل می توانستم انسان خوبی باشم حاا به این نتیجه رسیدم  همه علما گراجع تقلید میگو ینند با یکاستکان اب  یا یک لیوان میسود غسل کرد و عسل یک دقیقه گفته ایت الله فاطمی نیا باید طول بکشد مگر میشود گن خودم حضورا به مر جل تقلیدم گفتگ اگر دستمان را هم داخل لیوان اب تر کنیم و با بدنمان بمالیم باز هم تما م بدن خیس نمی شود واب کم می اوریم چرا حرفهائی می زنند که خودشان هم گمی توانند انمام دهند پرا اینقدر در حرفهای دوحانیون ومراجع وگفته هایی که از زماگ وامامان وپیامبر گفته اندضد ونقیض است روایت است کا پیامبر با همسرشان با یک چهدر لیتری اب  یعنی از سه ساع کمی بیشتر غسل می کردند می شود اینگونه خود را شست ولی اگر رعایت نجسو پاکی نباشد وفقط تمیز شدن ملا ک باسد  می شود راحت زندگی کرد وبا کمی اب هم زندگی کرد ولی اگر مساعل نجس وپاکی نباشد ن به این نتیجه رسیدم که زمان پیامبر واماما که اب هم نبوده وزندگی هم خیلط سخت بوده ومردم تازه مسلمان شده بودند تعداد کافران زیاد بوده وشبهات زیاد بوده وتعداد افراد کافر هم زیاد بوده وباهم تعا مل ورفت وامد داشتند حتی خانه پیامبر هم میرفتند وجنگهای بسیارمیشده میگو یند حصرت فاطمه س وقتی امام علی ل ازجنگ برگشته بودند با یک سپر اب بدن ایشان را شستوشو دادند وخانمها حاعض میشدند بچه دار میشدند ولی اینقدر هم مجبور به ازن قوانین سخت نبودند چون زمان جاهلییت بوده و نمیتوانستند اینگونه این مساعل را قبول کنند اسلام همان اسلام زمان پیامبر است پس چرا اینقدر  برای ما متا به خشخاش گداشته اند وقتی اب نباسد میگو یند یک افتابه اب روی سرت بریز وپاک میشوی بله ما قبول داریم مشود تمیز شد ولی ابکشیده نمیشویم چون بر طبق اب قلیل وقتی روی سرمان اب می ریزیم درصورتی که هم نجس باشیم وهم احتیاج به غسل داشته باشیم اب به اطراف پاشیده وبه بدن ما می پاشد اگر هم کسی میگوید نمی پاشد دروغ میگو ید چون این یک واقعیت است وهمه مدانیگ که حتی یک لیوان از هم که روی زمین بریزد بما واطراف می پاشد و فکر میکنم د زمان پیامبر این مساعل نبوده زیرا اگر اینگونه بوده با شرایط ان زمان کسی دین اسلام رو قبول نمیکرد  واسلام هم به نظر من اینقدر سخت نگفته فقط می توان در حد تمیزی رعایت کرد  ولی نمیدانم چرا برای ما اینقدر سخت گفته اند وما رادر سختی قرار دادهانددر زمان قدیم د زمان یکی از علمای بزرگ و نامی در یک حوزه علمیه روزی یک طلبه دریک سطل اب کهبه علت نبود اب همه در این سطل وصو میگر فتند این طلبه دستش خونی بوده می دانسته ولی فراموش می کند خون را بر طرف کند وابکشی کند وضو گرفته ونماز می خواند بعد بیاد می اورد وبه همه طلبها مگوید اب سطل نجس شده وشما لباسهایتان وتمام حوزه نجس است کار خیلی سخت شد به نزد رعیس حوزه و که مرجع تیلید رزرگی بود رفته جریان را میگو یند ایشان می فرمایند همه چیز و ممگی  وحتی خود ان طلبه پاک هستید  این جریان را گفتم که چرا اینزمان اینقدر سخت گرفته اند ووقتی ما وسواس می شویمی گویند برای شما حکمی نیست و حکم شما با دیگران فرق نی کند یعنیروز برای دیگران روز است ولی برای ما شب است مگر می شود وقتی روز است بگوئی شب است چرا به ما میگویند لقمه را دور سرتان بچرخانید  چرا اصل اسلام واقعی راحت واسان زمان پیامبر را با ما نمیگو یند چرا اینقدر در گفتها یشان از زمان پیامبر والان ضد ونقیض است در زمان ما ام کمبود اب است اکثر مواقع خصوصا تا بستانها قطعی اب است وکمبود اب و همه بچه دارند مریض دارند پیر مرد و پیر زن هم دارند که نمیتوانند پاکی ونجسی کنند وجوری هستند که هما جا را نجس می کنند وطبق گبته پیامبر احترام به پدر وماد ر واجب است ولی با شرایطی که دارند نگهداری از انها در خانه مساوی است با نجس شدن همه زندگی نمی ش د که مثل جدامی ها با انها رفتار کرد و نمی توانیم انها را خانه سالمندان بگذا ریم انها زحمت ما را کشیده اند گا هم باید جبران کنیم اگر مساعل نجسو پاکی نبود براحتی میشود بدون هیچ سختی واسترسی از انها مراقبت کرد و انها را خوشحال نگه داریم ولی با رعایت نجس وپاکی اصلا نمی شود با افراد لادی که میگویی میگویند محل با این حرفها نگدار اینها بیخود است واگر این گونه باسد نمی شود زندگی کر د با اینکه این افراد بسیار مومن هم هستند خلا صه خیلی شبهه  ومود  دارد  وگا هم دیگر را این بی ابی طاقت این همه سختی  وعداز را نداریم وگر مطالب مرا مرامل وعلمای بزرگ خواندهو به تفصیل جواب دهند ممنون ودعا گو هستیم

باسلام
ممنونم
به نکات زیر دقت کنید
( از اینکه این حقایق تند است، معذرت میخوام، حقیقت تلخ است اما بهر شیرین دارد)

1- شما نیستید که افعال تکراری شستشو و ... را انجام میدهید، بلکه شیطان بر شما سلطه دارد، وجود شما را در سلطه قرار داده و از طریق این سلطه شما را مصروف میکند تا از آنچه که غایت خلقت بنی آدم است که همان خلیفه اللهی باشد، غافل بمانید، زیرا خودش قسم خورد که (لأغوینهم...). قبول کنید که شما تحت سلطه شیطان هستید، و الا اینگونه به دستورهایش گوش نمیدادید.

2- تجربه بنده نشان داده که بحث علمی با افراد وسواسی فایده ایی ندارد
(مثلا اگر به شما بگویم، همان خدایی که گفته فلان چیز نجس است، گفته است که اگر آن را با آن کیفیت شستشو دهی پاک میشود_ تمام_ اگر بیشتر شستشو دادی، نشان دهنده آن است که شما کیفیت شستشوی خودت را قبول داری نه آنچه را که خداوند فرموده)
 شما قبول میکنید که اشتباه میکنید، قبول میکنید که تکرار فعل اشتباه است، اما نمیتوانید تکرار نکنید، زیرا سلطه غیر بر شما استوار است.

3- دنبال بحث علمی و ثابت کردن مطلب برای آنیکه بر شما سلطه دارد، نباشید، او (شیطان) هرگز راضی نمیشود، همیشه یک اشکالی میکند و نمیگذارد که قانع شوید.

4- به شدت در مقابل شیطان لج باز باشید، بگذارید احساس کنید که شما نجس هستید، بگذارید احساس کنید که عالم نجس است، تحمل کنید، تحمل کنید، تحمل کنید و اصلا به حرفش گوش ندهید، کاملا مثل مؤمنین با نجاسات یا غسل (یا هرچیزی که به آن وسواس دارید) رفتار کنید، بگذارید احساس کنید که غسل شما باطل است و جنب است، اما باور کنید بعد از مدتی، اگر همت را بلند بگیرید، در این عرصه شیطان از شما نا امید خواهد شد.

5- خداوند متعال سلطان مطلق است، او میتواند سلطه را از شما برطرف کند. واقعا از تلاش خودتان، از بحثهای علمی، از هرچه غیر او، ناامید شوید و قطع امید کنید و دست امید به بارگاه کرم او دراز کنید و از او بخواهید که این سلطه را برطرف کند، به حضرت سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام توسل کنید و با تمام وجود بخواهید که شما را کمک کنند.

سلام
من خانمی باردار ۳۲ ساله ای هستم که ۱۲ سال است به وسواس فکری شدید مبتلا هستم. خیلی مبارزه کردم و وسواس بسیار عجیبی را پزشکان را درمانده کرده بود تقریبا درمان کردم ولی از آنجا که این افکار را از در بیرون کنی از پنجره می آیند تغییر شکل داده و بازگشتند. 
من عاشق همسر مهربانم هستم و افکارم مستقیما رفتند سر این موضوع مهم.روزی احساس کردم صدایی ذهنی به من گفته که اگر کاری کنی که خیانت به همسرت محسوب شود او را از دست خواهی داد. من همیشه وفادار بودم و عاشق همسرم ولی از آن روز دیوانه وار مراقب افکار و رفتارم شدم که مبادا خیانتی مرتکب شده باشم. این مراقبت در عرض یکسال از من دیوانه ای ساخته که قادر به کنترل افکارش نیست. افکار ناخواسته جنسی در مورد غریبه ها که گاه معلوم نیست خواسته بوده یا ناخواسته. مرور افکار برای کشف درجه وحشتناک بودنشان کار را بدتر کرده و اصلا یادم نمیماند چرا چنین فکری کردم و معمولا بدترین حالت ممکن به ذهنم می رسد. عذاب وجدان مرا می کشد. همین الان که این سطور را می نویسم به خودم گفتم بیا این هم افکار عمدی! ولی نمدانم منظورم چه بوده. گاهی احساس می کنم از این افکار مرا تحریک کرده. گاهی به جنب شدن شک می کنم. 
مرتب میل به غسل دارم ولی از طرفی به خودم می گویم اگر غسل کنی ممکن است سرنوشت بدتر شود و آنوقت گیر می کنم که غسل کنم یا نه. 
من نگرانم که مبادا با این اتفاقات به همسرم آسیبی برسد. دیگران معمولا از تعلل ها و حرکات ناگهانی صورتم برای دور کردن افکار متوجه درگیری دروحی من می شوند. حالت تهوع وسواس من از بارداری هم بدتر است. 
خواب ندارم. وقتی هم می خوابم راحت ندارم. یا استرس دارم یا درمانده و غمگینم. 
دلم برای کودکم می سوزود که مادرش اینقدر پریشان است. دلم برای همسرم می سوزد که مرا نگران و ناراحت می بیند. 
به هیچ چیز مطمئن نیستم. نعوذ بالله به قدرت خدا شک دارم و نگرانم قوانین طبیعت به دعاهای من بی اعتنا بوده و فقط غسل را به عنوان قربانی و راه حل بخواهند.
گاهی نمی دانم نیت کرده ام یا نه و آیا نیت عین عمل است یا نه.
اصلا هم توانایی مالی درمان را ندارم.
دارو هم به دلیل بارداری، بسیار اندک مصرف می کنم.
ببخشید پرحرفی من رو ولی این ها رو گفتم تا بفرمایید آیا می شود بیخیال شد؟ آیا می شود چنین افکار قبیحی را آزاد گذاشت؟ آیا کسی می تواند بر سر زندگی عزیزترین هایش ریسک کند؟
التماس دعا

باسلام

(از اینکه این حقایق تند است، معذرت میخوام، حقیقت تلخ است اما بهر شیرین دارد)

1- شما نیستید که افکار بد و افعال تکراری را انجام میدهید، بلکه شیطان بر شما سلطه دارد، وجود شما را در سلطه قرار داده و از طریق این سلطه شما را مصروف میکند تا از آنچه که غایت خلقت بنی آدم است که همان خلیفه اللهی باشد، غافل بمانید، زیرا خودش قسم خورد که (لأغوینهم...). قبول کنید که شما تحت سلطه شیطان هستید، و الا اینگونه به دستورهایش ترتیب اثر نمیدادید.

2- عود وسواس شما ظاهرا از اینجا شروع شد که گفتید "روزی احساس کردم صدایی ذهنی به من گفته که اگر کاری کنی که خیانت به همسرت محسوب شود او را از دست خواهی داد"

 از کجام معلوم وسوسه شیطانی نبوده؟ از کجا معلوم خدای نکرده از شما خیانتی سر بزند و شوهرتان مطلع بشود ولی اتفاقی نیوفتد و از دستش ندهید؟ از کجا معلوم شوهر شما چند روز بعد وفات کند؟ از کجا معلوم شما چند روز وفات نکنید؟ از کجا معلوم اگر از شوهر خودتان جدا شدید، شوهر به مراتب بهتر با شما ازدواج کرد؟

اصلا آیا ارزش آن را دارد که بخاطر 4 روز زندگی زناشویی، به جای تعلق قلبی به خدا و آرزوی قرب و وصال او، اینقدر به این دنیا و زندگی زناشویی خودتان وابسته بشید که حیات خودتون رو در این ببینید؟

بهرچه قلبتان به یاد او بتپد، به هرچه حیات خودتان را در او ببینید، و از هرچه بترسید، همان خدای شماست، همان اله شماست، با همان محشور میشوید.

کمی به عواقب رفتارهایتان، به عواقب تمایلاتتان، به عواقب این افکاری و افعال وسواسی بیندیشید، در تصورات و خیالات زندگی نکنید، بیایید عاقلانه تصمیم بگیرید و عاقلانه کار کنید. به شدت در مقابل شیطان  (و دستور به انجام دادن هرآنچه که میدانید تکراری و وسواسی است) لج باز باشید، شیطان دست روی خدای قلب تان (=زندگی با شوهر) گذاشته و به این وسیله شما را فریب میدهد و از آنچه که غایت خلقت شماست، شما را غافل و اغوا میکند، خودش گفت (لآغوینهم...) تا از آنچه که غایت خلقت بنی آدم است که همان خلیفه اللهی باشد، غافل بمانید.

ابتداء تصمیم بگیرید و از خدا بخواهید تا به وسیله توفیقش به (لا اله الا الله) عمل کنید، و تنها او اله قلب شما باشد نه غیر او، تنها حیات شما و ترس شما از او باشد نه غیر او.

سپس تا شروع به وسوسه کرد که اگر خیانت کنی از دستش میدهی، سریع ذکر خدا کنید و بگویید به توچه؟ اصلا از دست بدهم؟ شوهرم که ایمانم نیست! شوهرم که خدایم نیست! شوهر از دست بدهم، خدا که از دست نمیدهم! من توکل به خدا دارم نه به شوهر! خدا تکیه گاه من است نه شوهر! شوهر مخلوق اوست! و ...
 
3- خداوند متعال سلطان مطلق است، او میتواند سلطه (شیطان و وسواس و...) را از شما برطرف کند. واقعا از تلاش خودتان، از بحثهای علمی، از هرچه غیر او، ناامید شوید و قطع امید کنید و دست امید به بارگاه کرم او دراز کنید و از او بخواهید که این سلطه را برطرف کند، به حضرت سلطان علی بن موسی الرضا علیه السلام توسل کنید و با تمام وجود بخواهید که شما را کمک کنند.

4- هرگز نا امید نباشید که این نا امیدی خودش  از حیله های شیطان است و از این حیله علیه شما استفاده میکند. نا امیدی از رحمت الهی = انکار عظیم بودن رحمت الهی
نا امیدی بزرگترین گناه است.

موفق باشید.
التماس دعا

خیلی خیلی ممنونم..واقعا تا حد خیلی زیادی آرامش بخش و کمک کننده بود. 
از درک بالای شماو دلسوزی در یاری خلق خدا، خداوند را شکر می کنم.
التماس دعا

خواهش میکنم
علت خیلی از مشکلات ما این است که ما از امام خودمان دور شدیم، هیچ رابطه ای (اعم از آرمانی و عملی و ...) با امام مان نداریم.

نمیدانیم آرمانهای امام ما چی بود؟ آرمان های ما چیست؟ امام ما چه آرمان داشت؟ ما چه آرمانی داریم؟ آیا تا کنون آرمانهای خودمان را با آرمانهای امام مان مقایسه کرده ایم؟

اگر آرمان ما آنی باشد که امام ما دارد، آن وقت میشویم شیعه و از قید و قیودات این چنین مشکلات دون رهایی می یابیم.

توصیه میکنم آرمان های نبی اکرم (ص) و آرمان های امام علی (ع) و پندهای نبی اکرم (ص) به حضرت ابوذر غفاری (ع) را گوش کنید، واقعا فوق العاده است! واقعاً صیقل بخش روح و قلب است و سخنرانی های انسان ساز است، و با تمام سخنرانی هایی که تا کنون گوش کرده ام، متفاوت بوده، زیرا این سخنرانی های یک عارف کامل واصل است که مثل بنده که حرفم با عمل دوئیت دارد، مال ایشان ندارد.
از بیان مقامات و کرامات و شخصیت ایشان بنده قاصر هستم.

از لینکهای زیر میتوانید دانلود کنید (در بین این سخنرانی هایی که لینک آن در پایین ذکر شده، در مورد خیال و خیال وحشی هم حضرت استاد صحبت فرمودند):

http://dl.montazar110.com/Speak/ArmanHayeNabiAkram/
http://dl.montazar110.com/Speak/ArmanHayeImamAli/
http://dl.montazar110.com/Speak/PandHayeNabiAkramBeAbazar/

براستی ایمان همه مشکلات را حل می کند ..از خداوند تقویت ایمان واقعی برای خودم و همه مردم دنیا طلب می کنم.
لینک ها رو دانلود کرده و گوش می کنم وان شالا که تاثیر عالی میزاره.
ممنون بابت هنه کمک هاتون

خواهش میکنم
البته سخنرانی ها ممکنه برای دفعات اول مقداری برای عده ای سنگین باشه، چون سطح علمی بالایی داره، که در این صورت گوش  دادن را میشود تکرار کرد.
خود بنده هر دفعه سخنرانی ایی که قبلا هم گوش دادم، دوباره یا چندباره گوش میدهم، بازهم کسب فیض میکنم و استفاده میکنم. اصلا کهنگی ندارد و همیشه تازه است.
البته این ویژگی نه تنها در ایشان بلکه در تمامی اولیاء الهی قابل مشاهده است.
موفق باشید

سلام . یک روش  ترک وسواس که برای خودم جواب داد و باعث شد وسواسم ترک کنم این بود که از ائمه استنباط کردم این بود که ائمه می فرمایند وسواس از جانب شیطان است و شیطان فرمان می دهد هر وقت که افکار وسواسی سراغم می آمد آن را به صورت شیطان تجسم می کردم باعث می شد که آن را انجام ندهم . 
یا علی 
اللهم عجل لولیک الفرج 

سلام
ممنون از نظر شما

سلام
من دختر 22 ساله هستم
الان حدود دو ساله که به وسواس دچار شدم
وسواسم به نجاستی حیوانات هستش
قبلا داخل یکی از اتاقای خونمون یه توله سگ داشتیم که اصلا از اتاق در نمیومد حدود 5 ماه مهمان ما بود
با اینکه حیوونا رو دوست دارم
اما بعد اون سگ وسواس شدیدی پیدا کردم
 بعد رفتن سگ تمام وسایل خونه شسته و دیوار ها رنگ شدن
اما حس میکنم همه جا نجسه
هیجا نمیشینم به هیچ چیزی دست نمیزنم و فقط داخل اتاق خودمم کل روز
حتی بیرونم نمیرم چون وقتی فکر میکنم برم بیرون و بعد باید بیام کلی دست و صورتمو بشورم یا برم بیرون مجبور شم بعدش حموم کنم ترجیح میدم هیجا نرم 
از یه طرفم وسواس فکری دارم
مثلا کوچکترین کارارو با نظم انجام ندم باید دوباره شروع کنم و اگه شروع نکنم حس میکنم بلایی سر خانوادم میاد و از ترس و دلهره مجبورم انجام بدم و این تکرار روح و جسممو خسته و کلی وقتمو میگیره
دکتر رفتم دارو های قوی خوردم که فقط عوارض برام داشت و بعد قطع دوباره حالات وسواسم بر میگرده
حس میکنم جادو شدم که هر راهی میرم ول کن من نیست
کامنتا رو خوندم که گفتین باید بیخیال بود و تحمل کرد
اما وقتی میخوام تحمل کنم و گوش ندم اونقدر عصبی میشم که با همه دعوام میشه و کنترل ندارم
لطفا راهکاری بدین

باسلام و عرض ادب

فرمودید که

"اما بعد اون سگ وسواس شدیدی پیدا کردم"
خودتون میگید وسواس، وسواس دقیقا همان وسوسه‏ شیطان است، که در مؤمنین شیطان وسوسه میکند، یعنی دعوت میکند به کار سوء، اما اگر این وسوسه ها و دعوت ها را قبول کردند به حد سلطه هم میرسد، دیگر آن وقت دعوت نیست، امر است، دستور است، سلطه است، و این سلطه تنها به نجاست و پاکی محدود نمیشود، بلکه شیطان به کارش ادامه میدهد و در دیگر امورات فوق العاده زشت و سوء بر شما حکفرمائی میکند، پس از همین الان مقاومت کنید، بگذارید که شیطان وسوسه کند، به خودتان بقبولانید که انجام و تبعیت از وسوسه = تبعیت از شیطان

"اما حس میکنم همه جا نجسه"
حس شما کاملا اشتباهه، اگر درست میبود، باید بقیه هم این حس را میداشتند، در ثانی، شما (ببخشید ها) شما مشکل دارید، احساسات شما ناشی از عقل و منطق نیست، بلکه ناشی از وسواس شیاطین و خیالات است، لذا هیچ اهمیتی و ارزشی ندارد و نباید ترتیب اثر بدید

"از یه طرفم وسواس فکری دارم"
همانطور که عرض کردم اگر در مقابل این مشکل جهاد نکنید، این وسواس شما از وسواس فکری به وسواس عملی و بعد تنفر از دین و کافر شدن هم میرسد (نمونه فراوان داریم)

"مثلا کوچکترین کارارو با نظم انجام ندم باید دوباره شروع کنم و اگه شروع نکنم"
خوب اینم نمونه ای از وسواس عملی... این مورد خیلی خطرناک هست و همانطور هم که عرض کردم اگر ادامه پیدا کنه، وسواس افزایش پیدا میکنه و به جاهای خطرناک کشیده میشه، ابتدا روان و جسم و سلامتی تان را از دست میدید و بعد نعوذ بالله نعوذبالله تنفر از دین و اسلام و خدا و آخرت و انکار همه‎ی اینها... اما نعوذبالله با انکار خدا هم راحت نمیشید، باز شیطان به کافر شدن شما هم نعوذبالله بسنده نمیکند بلکه بازهم جا دارد که ذکر نمیکنم، شاید مناسب نباشد...

"کامنتا رو خوندم که گفتین باید بیخیال بود و تحمل کرد"
اگر نمیتونید بی خیال باشید، خوب مشخصه که دست شما نیست که بی خیال باشید، بلکه سلطه یا وسوسه شدید شیطان است که مانع میشود شما از نظر خودتان تبعیت نکنید، به شدت لجبازی کنید و بگذارید هر گونه خیالی بکنید اعم از اینکه شما نجسید، بلایی سر خانواده تان می آید و ...


"لطفا راهکاری بدین"
1- بدانید مریضید و مشکل دارید
2- بدانید اینها از جانب شما نیست بلکه از جانب شیطان است
3- برای مبارزه برخیزید و جهاد کنید
4- به این وسوسه ها و دستورها و فکرهای مسخره، به عنوان تیر دشمن نگاه کنید نه به عنوان نظرات شخصی خودتان، تا زمانی که از خود بدانید نه از دشمن مقابله نمیکنید
5- در مقابل دلیلهای شیطان دلیل نیارید، فقط بگید به توچه؟ گم شو! اصلا میخوام نجس باشم! من به حرفت گوش نمیدم! من اسیر فرمان تو نیستم!
و به شدت در مقابل هر دستور و وسوسه کوچک و بزرگ مقابله کنید، زیر بارش نروید
6- اگر خدای نکرده در زندگی مرتکب حرامی میشوید، مثل بی حجابی، گوش دادن به موسیقی ها از نوع حرام، رعایت نکردن مسئله محرم و نا محرم و .... ترک کنید، زیرا گناه، هرچند کوچک باشد، باعث میشود تا مسیر گناه (بزرگتر) بعدی به راحتی باز شود و تا سر حد سلطه برسد
7- استغفار کنید، صدقه بدید، نذر کنید، روضه شرکت کنید و در مجموع معنویت را در زندگی بیشتر کنید8- توسل کنید به امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین، زیرا آنها سلطان اند و سلطه و وسوسه شیطان را میتوانند برطرف کنند.
8- از شفا و خلاصی نا امید نباشید، خیلی ها وسواس داشتند، به عنایت حضرات (ع) خوب شدند، خود بنده هم در بچگی وسواس به نجاست داشتم و همچنین تکرار در برخی کارها، مرا پیش یکی از علماء بردند، گفت نجاست رو 2 بار آب بکش، کافیه! گناهش گردن من!
منم هربار میخواستم بیشتر آب بکشم، میگفتم گناهش گردن فلانی... تا الحمدلله رفع شد

آیت الله مکارم شیرازی هم در پاسخ استفتائی در مورد وسواس برای شخص وسواسی این چنین گفتند:

....علّت اصلى آن ندانستن مسأله است. مسأله اصلى این است که بر شما واجب نیست یقین به طهارت و غسل و مانند آن پیدا کنید، آنچه بر شما، به عنوان یک وظیفه شرعى، لازم مى‌باشد این است که به مقدار سایر مردم آب بریزید، و به همان قناعت کنید، هر چند در غسل و طهارت شک داشته باشید و ما مسؤولیّت شرعى این کار را مى‌پذیریم.
شما از امروز فقط به مقدار مردم آب بریزید و قناعت کنید، و با بدن نجس و حال جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانید، و هیچ اشکالى هم ندارد، و نماز و روزه شما کاملا صحیح است. و ما به این وسیله بر شما، و تمام افراد وسواسى، إتمام حجّت مى‌کنیم، و مخالفت با آن گناه است. ما از خداوند مى‌خواهیم که به شما توفیق توجّه به این مسأله را عنایت کند، و از دام شیطان نجات پیدا کنید.
منبع: http://makarem.ir/compilation/Reader.aspx?pid=61879&lid=0&mid=21463

مرسی عالی بود...
ممنون که انقدر سریع جواب دادین
بله منم چند ماه پیش حرم امام رضا رفتم خیلی التماس کردم پیش خدا شفاعتمو کنه
چون واقعا ارادمو از دست دادم
هم خودم دارم دیوونه میشم هم اطرافیانم
دیدن ناراحتی پدر و مادر منو بیشتر عصبی میکنه
هر بار خواستم جلوش وایسم ترسیدم بدتر بشه
مثلا دستم به جایی که وسوسه ها میگن نجسه بخوره اگه نشورم حس میکنم اتاق خودم که فقط پاک میدونمش نجس میکنم
از ترس نجس نکردن بقیه جاها مجبور میشم گوش کنم و بشورم
میگم خیلی راها رفتم
دکتر اعصاب
کتاب خوندن
نذر کردن
الانم داروی گیاهی
کم شدن اما از بین نمیره
حتی از زندگی مشترک هم میترسم همش میترسم به مشکل بر بخورم و تن به ازدواج نمیدم
کاش باز بتونم ازاده و سلامتیمو بدست بیارم
من ادمیم نبودم که راحت گناه کنم نمیدونم چه بلایی بود که سرم اومد

خواهش میکنم

راه حل همونی بود که عرض کردم
فقط نترسید و در مقابل وسوسه ها مقاومت کنید تا ان شاالله بهبود پیدا کنید و اوضاعتون وخیم تر نشه
شما اصلا از نجاسات نترسید. چرا میترسید نجس نباشید و نجس نخورید و زندگیتون خراب بشه؟؟؟ چرا؟ خدا گفته؟ احکام شرعی افراد وسواسی اصلا فرق میکنه با مردم عادی. 
اصلا بعضی اطبا برا درمان وسواسی ها را ملزم میکنند روزانه مدتی مدفوع انسان را دست بزنند و به بدن خودشان بمالند تا ترس و احتیاط الکی برطرف بشه.
نجاستهای ظاهری ادم خور نیست. به شما اسیب نمیزنه. ترس نداره.  رعایت احکام شرعی راحته. شما گنده اش میکنید.

اون کسی که گفته نجسه، گفته اگر تطهیر کردی پاک میشه، و گفته اگه یقین به نجاست نداری نجس نیست. حالا که شما قبول نمیکنی و میگید نه نجسه و... در عمل، فرموده الهی را قبول ندارید. 
فرموده الهی را قبول دارید؟ خوب ترتیب اثر بدید و قبول کنید که نجس نیست و راحت باشید.

قبول دارم ابتدا سخته... اما با نافرمانی وساوس شیطان راحتر و راحتر میشه تا حدی که کاملا برطرف میشه

خلاصه اینکه از اینکه نجسید یا نجسند یا و یا و یا.... نترسید. اصلا بگید من همین نجس ها را قبول دارم. به توچه؟
و راحت رفتارهاتون رو انجام بدید. حرم و مسجد برید و نگران نباشید.

اگر مشهد تشرف دارید، ایمیل بهم بزنید اگه خدا بخواد شاید بتونم جهت رفع مشکل شما کار کوچکی کنم که شرحش رو خدمتتون میدم

۰۶ ارديبهشت ۱۲:۰۱ انسان انسانی
بنده حدود ده سال پیش دچار بیماری وسواس شدم,ده ها بار  دستامو می شستم دو ساعت تو حموم بودم,تو خیابان که راه میرفتم فکر میکردم همینطور که راه میرم باعث میشم که پام گیر میکنم بکسی میخوره زمین یا تنه میزنم باعث میشه واسه اون فرد اتفاقی بی افته یا از عرض خیابون رد میشم ماشین بخاطر من ترمز ناگهانی میکنه,هزارتا از این فکرا,ولی بعد از یکسال خودمو پیدا کردمو با کمک خدا خوب شدم,تا اینکه دوباره الان یکسالی هست که وسواس گرفتم,ولی یه جور دیگه ,دستامو میشورم یه بار میشورم ولی بعد چند لحظه فکر میداد تو مغزم نکنه من دستامو نشسته باشم,اخه تو اتاق عمل کار میکنم فکر اینکه هر ان ایدز هپاتیت بگیرم همش رو مغزم کار میکنه,به این خاطر هم دستامو میشورم بعد چند لحظه این فکر میاد رو مغزم که نکنه دستامو نشستم و حالا اتفاقی بیفته ایدز بگیرم یا اطرافیانم رو مریض کنم,میرم حموم ولی باید ساعتها با خودم کلنجار برم که یادم بیاد من حموم بودم,حمومم طولی نمیکشه زیاد خودمو نمیشورم ولی وسواس دارم شک میکنم رفتم حموم یا نه,اگه روزی دستم یا پام زخم باشه و برم اتاق عمل هی با خودم میگم نکنه الان از طریق این زخم ایدز بپیرم,تو اتاق عمل نکنه خون الوده بریزه رو سرم صورتم یا اگه زخمی داشته بتشم رو زخمم,نکنه دستم الوده به ایدز هپاتیت باشه بخوره تو چشمم همش ذهنم درگیره این موضوع گاهی دیگه انقدر فکر میکنم میخوام بمیرم,میدونم نباید بهش فک کنم میدونم الکیه همش,به این فکرا توجه نمیکنم میگم بی خیال و اروم میشم ولی چند لحظه بعد این فکر میاد سراغم میگم نکنه دستم رو نشستم و الان ایدز گرفتم به اطرافیانم هم دادم,می ترسم یه درصد الوده باشم هم خودمو الوده کنم و هم اطرافیانم رو,لطفا راهنماییم کنید,

سلام

1. کتاب و پاسخ هایی که به سایر نظرات دادم رو بخونید
2. وسواس از چیزی که میترسید وارد میشه شما از ایدز میترسید از این طریق هم وسوسه میشید. از ایدز نترسید بگید به درک که ایدز بگیرم بمیرم بالاخره یه روزی میمیرم ولی مردن با عزت بهتر از مرگی هست که یک عمر تعبد از وسواس کرده باشم
3. دعا و توسلات را بخوانید.

سلام خسته نباشید
من برادرم ۲۶ سال داره و مبتلا به وسواس شستن هست ونزدیک ۷ساله که اینطوریه و چندین بار پیش افراد مختلف روانشناس ، روانپزشک بردیم ولی فایده نداشته والانم که میگم پیش دکتر دیگه ای بریم میگه حال نداره ….بنظر شما من چکار کنم؟چه راهکاری داره؟

سلام

ممنون
لطفا بقیه نظراتی رو که جواب دادم رو مطالعه کنید

باید این انگیزه مقاومت در برادر شما ایجاد بشه
این انگیزه رو با انتقال این فهم که عدم مبارزه علیه این مشکل باعث میشه تعادل خودش رو در قسمت های مختلف از دست بده و مضراتی رو در زندگی ببینه و ... ایجاد بشه که ممکنه کسی که دارای اطلاعات کافی باشه بتوانه این انگیزه رو در برادر شما ایجاد کنه و این انگیزه رو بده که مقاومت کنه و پس از طی یک مرحله سختی، مشکلش حل بشه

ممنون بابت پاسخها و کتاب
سلام من وسواس به بیماری هستم همس استرس دارم خواهش میکنم کمکم کنید همش فکر می کنم مشکل قلبی دارم
سلام ... دوستان عزیزم من هم وسواس جدیدا پیدا کردم ولی در حال مداوای خودم هستم انشالله خدا هم کمک میکنه و حل میشه تجربه ای که کردم این ها هست ... مشاهده افراد وسواسی ما رو به خودمون میاره و متوجه اشتباه بودن رفتارمون میشیم همه وسواسی ها در واقع میدونن که مشکل دارن بله اما با دیدن فرد وسواسی از نزدیک به پوچ بودن اعمالشون بهتر پی میبرن ... به نظر من وسواس یعنی به خودمون سخت گرفتن و حتما هم یک ریشه ای در زندگی داشته ولی سخت گیری های دینی مثل خیلی سخت گیری ها در ابعاد متفاوت مثلا در ورزش و ... افراد ضعیف تر رو شدیدا داغون میکنه وقتی در اجرای ستون دین نماز وقتی پای جماعت میاد وسط کوتاه بودن و کم کردن زمان سجده و رکوع و کل نماز به جهت رعایت ضعفا در مساجد به امام جماعت پیشنهاد میشه در اجرای احکام هم بهتره رعایت ضعیف ترین ها بشه یا خود افراد حساس ملاحظه کنن کلا در بهداشت هم با الگو گرفتن از همین موارد افراد با روحیه های لطیف تر و خساس تر باید مراقب باشن که دستورات بهداشتی ... اجتماعی و مذهبی رو به حد توانشون باید انجام بدن نه آنقدر سختت بگیرن که اذیت بشن ی روز مفصلم درد میکرد خیلی دکتر ها رفتم نمیدونستم باید چقدر رعایت بکنم تا حالم خوب بشه اگه اصلا پیاده روی و ورزش نمیکردم شدیدا افسرده و تنها میشدم اگر هم میکردم دوباره حالم بد میشد ی دکتری ی حرف فقط ی حرف ساده زد خوب شدم گفت علامت شما درده هر وقت درد گرفت متوقف کن عملت رو ... و من هر کاری دوس داشتم میکردم تا میخواست احساس دردی بوجود بیاد متوقف میکردم و رعایت ... در مورد ویواس هم تا جایی نسبت به اون عمل رعایت کنین که دچار درد روحی نشین تا دیدین داره تفکر در اون مورد شما رو اذیت میکنه قطعش کنین نه فقط عمل رو فکر کردن به اون عمل رو و فکر کردن رو زمانی میتونین متوقف کنین که جایگزین براش پیدا کنین جایگزین این هست درد شروع شد پس دارم اشتباه فکر میکنم توقف ... توقف ... هروقت زجر ودرد فکری شروع میشه کلا موضوع رو عوض و از پیگیریش منصرف بشین و تشبیهش کنین به درد عضلانی که یهو گرفته و شما بهش توجه نمیکنین و دارین بازم روش فشار میارین خداوند سیستم عصبی رو در بدن ما ایجاد کرد که با بروز درد متوجه عملکرد غلط بشیم درد در وسواس در همون زمانی هست که شما اذیت میشین من دکتر نیستم فقط تجربیاتم رو گفتم 
دمت گرم خیلی کمکم کرد بخدا

خدا رو شکر

من اول وسواس شستشو داشتم.الان چند سالیه شده وسواس فکری.به این صورت که دوستی دارم که خیلی شرایط بدی داره.شوهرش با چند نفر در ارتباطه.فرزند معلولی داره.البته اوضاع مالیه خوبی دارن.باور کنید زندگیش عینه کابوس میمونه.حالا چند وقته رابطم و با افرادی که با این خانمم دوست هستن بهم زدم چه به رسه به خودش.میدونید دارم روانی میشم از زندگیش میترسم از اسمش میترسم هر لحظه قیافش جلوی چشممه و هر لحظه دارم خودم و میشورم.حتی نمیتونم اشپزی کنم صد بار برنج و میشورم چون چهره و اسم این ادم و تو همه چی میبینم اگه یک کیلو پیاز بدن به من همه رو پوست میکنم چون جهره اون و میبینم.در ضمن من چند بار قبل این بیماریم و قبل اینکه شرایط این ادم و بفهمم چندین بار به زیارت رفتم.اما وقتی از این مکانها برگشتم تمام مشکلات زندگی سر من هوار شد.از مریضی تک تک عزیزان تا خیانت همسرم.واقعا من شوک هستم چرا منی که این قدر به شرعیات اهمیت میدم و این قدر معتقد چرا بعده این همه دعا و وابستگی با هزینهایی که میکردم و میدفتم فقط تو دوستام این بلاها سر من اومد. اما میترسم.از همه چیز میترسم.زندگیم مختل شده التماس میکنم جواب بدید فکر کنید خواهرتونم که به کمک شما احتیاج داره

سلام

وقت شما بخیر
ممنون از توجه شما

چند وقت هست که وسواس فکری دارید؟ 
آیا وسواس شستشو شما برطرف شده یا نه، این وسواس فکری اضافه به آن شده؟
تا کنون چه اقدامی برای رفع وسواس فکری خود کرده اید؟

خسته نباشید.بله وسواس شستشو گمتر شده.حدود دو ساله همیوپاتی میکنم.تا حدودی بهتر شدم.اما خیلی نتبجه نگرفتم

کتاب رو مطالعه بفرمایید؛ چنانچه تمایل داشتید میتونید به صورت خصوصی در تلگرام تماس بگیرید، به صورت مشاوره در خدمت هستم.

سلام .... من دچار حملات اضطرابی و افسردگی و وسواس شدید فکری عملی بودم و الان نمیگم نیستم ولی یه جورایی خیلی بهتر از قبلم چون شناختم علت مریضیمو  و بهتر حالم ... خاستم اولا ازت تشکر کنم کتابت عالیههههههههههه... ثانیا ممنون رایگان ثالثا پیشنهاد کنم همه بخونن این کتاب ... و در اخر اینو بگم بیخیال درمانی اسم قشنگی چون باید واقعا بیخیال بود به وسوسه های شیطانی ... گرچه بی اعتنا درمانی هم میشه اسم این کتاب گذاشت چون واقعا با بی اعتنایی شیطان لعنتی ازمون دور میشه ... یا علی مدد ... واقعاااا ممنونم بابت کتاب عالیییهههه یا علی مدد

سلام

خدا رو شکر که بهبود یافتید.

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام من الان ۱۳ساله که وسواس دارم و۱۰ ساله که ازدواج کردم ودوتا بچه دارم اما در حال حاضر زندگی با وسواس خیلی برام سخت شده البته من تمام راههای درمانی رو هم رفتم اما جواب نگرفتم .با عرض معذرت وسواس من روی ****** **** *** هستش .وچون چند باری توخیابوناش و دستشویی پارکها دیدموبعداز اون تمام زندگیم شستم وخیلی برا خودمو بچه هامو شوهرم سخت شده الان یا اصلأ بیرون نمیرم یا با استرس میرم .وبچه هامو هم اصلأ پارک نمیبرم. واگر خدایی ناکرده چونین چیزی رو ببینم تمام کفش ولو لباس خودمو خانوادمو وتمام زندگیمو میشورم ودیگه هم تا سالها تو اون مکان نمیرم وخانوادم هم نباید برن .حالا میخواستم از شما که مثل من وسواس ندارید بپرسم که اولأ شما اگه خدایی نکرده باچونین چیزی مواجه بشین چه عکس العملی نشون میدی.دومأ من چکار کنم که وسواسم تموم بشه واینقدر به خانواده سخت نگذره.ممنون سپاس گذارم که جوابموبدین

سلام

وقت شما بخیر
اولا خواهشندم از بیرون به قضیه خودتان نگاه کنید.

1- شما فلان چیز رو در دستشویی، خیابون، پارک و .. دیدید، خب چه ربطی داره که شما بیایید تمام زندگیتون رو آب بکشید؟ قصد جسارت ندارم، شما برید نزد یک عاقل بگید من فلان چیز رو چند بار در پارک و خیابون و دستشویی های بیرون از منزل دیدم، بعد اومدم تمام زندگیم رو آب کشیدم... با شما چه برخوردی میکنه؟ خودتون به این قضیه از بیرون نگاه کنید، آیا واقعا رفتار عاقلانه ای هست؟

2- بنده اگه با اون چیزی که شما بیرون مشاهده میکنید و حساس هستید مواجه بشم عکس العمل ندارم، چون اولا دست نمیزنم، ثانیا اگر دست هم بزنم زمانی نجاست انتقال پیدا میکنه که دست من یا اون چیز خیس باشه.

3- به روان پزشک مراجعه کردید؟ تحت درمان های روانکاوی قرار گرفتید؟

4- اولا اینکه وسوسه هایی که بر شما میشه از خود شما نیست، از بیرون هست که بر شما القاء میشه، جدا مسئله رو جدی بگیرید و دعا کنید. دوما کتاب رو بخونید. سوما اینکه بی خیال بشید. چرا این همه به خودتون سختی و زجر وارد میکنید؟ 13 سال خودتون رو در سختی انداختید که نه خدا گفته نه پیامبر (ص)! رنجی رو تحمل کردید و میکنید که نه تنها سودی نداره بلکه سراسر آزار و اذیت! دلتون به خودتون بسوزه و به این قضیه خاتمه بدید. به جنگ بپا خیزید و علیه وسوسه ها مقاومت کنید، لجبازی کنید، ترتیب اثر ندید.

سوالی بود تماس بگیرید.

ممنون که جواب دادید وعذر خواهی میکنم که اون مطالب رو واضح نوشتم .خواستم شما دقیقأ در جریان بیماریها من قرار بگیرید.تا بتوانید دقیقأ راهنمایی کنید

من وسواس فکری عملی دارم کمکم کنید

سلام

کتاب + نظرات رو بخونین
تنبیه برای خودتون در نظر بگیرید.

سلام وقت بخیر من وسواس اعتقادی شدید دارم چکار کنم ؟؟یعنی درمانش بی خیالی است ؟

سلام

بله. حواستونو پرت کنید، اهمیت ندید، بزرگش نکنید، جدی نگیرید، گوش ندید، بعد میبینید به خوبی برطرف میشه.

سلام
این کانال هم مطالب خوبی داره
vasvasiye_sabegh@
من دانشجو ام. متاسفانه این بیماری رو دارم، هر موقع درس میخونم وسواسم بیشتر میشه، به نظرتون چیکار کنم؟

از کتاب و سخنرانی هایی که قرار داده شده و نظرات استفاده کنید. اگه مشکلتون حل نشد تو تلگرام پیام خصوصی بدید.

سلام خواهش می کنم کمک کنیدخیلی وسواسیم اعصابم بیشترخردمیشه

سلام

نه ایمیل گذاشتید نه شماره تماس. توی شبکه های اجتماعی مثل گپ یا سروش یا واتس آپ بیام بدین 
09909452856

سلام
ببخشید من مشکلم مثل اون خانمی هست که گفته وقتی از کنار یه چیز نجس رد میشه همش فکر میکنه بهش خورده، منم همینطوری ام، خیالات به سرم میزنه، وقتی دستم عرق میکنه یا حتی لباسم، فکر میکنم نجسه، اگر نشورم فکر میکنم همه جا نجس میشه، خسته شدم، بعضی وقتا دلم میخواد سرمو بزنم به دیوار، اخه این چه مریضی هست دچارش شدم، خسته شدم، تو رو خدا برام دعا کنید. دیگه بریدم

سلام

مسئله اول اینکه شما به مشکل خودتون از دور نگاه گاه کنین، همین متنی
روکه نوشتید خودتون بخونید. از نگاه بیرونی به مشکل خودتون نگاه کنید.
خیلی عذر میخوام، بنظرتون آیا خنده دار نیست؟ کاری که یکبار کردی رو و
میدونی که کردی رو دوباره و سه باره و صدباره انجام بدی؟

مسئله دوم اینکه هرباری که وسوسه میشین تکرار کنین از خودتون بپرسین اگه
من تکرار نکنم چی میشه؟ مثلا این فیلمو عقب برنگردونم چی میشه؟ درو چک
نکنم چی میشه؟ خب هرچی میخواد بشه به درک! اصلا در باز باشه دزد بیاد به
درک! اصلا به درک! به درک! همه فدای خودتون و سلامتی تون. راهکار شما بی
خیالی هست و ترک ترس از آنچه که بر اثر ترک تکرار میترسین که بهش مبتلا
بشین.

ریشه وسواس گاهی در ترس هست. مثلا خانمی از ترس اینکه گاز روشن نباشه و
خونه آتیش نگیره هزار بار چک میکنه گازو و وسواس گرفته. خب این اگه نترسه
و بگه دنیا فدای سرم، اصلا به درک که خونه اتیش بگیره، مهم سلامتی خودمه
که از وسواس خوب بشم و دیگه آنچیزی که براش تکرار میکنه دیگه براش اهمیت
نداشته باشه دیگه تکرار نمیکنه.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
* اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک *

قال رسول الله (ص): إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا
ترجمه: همانا فاطمه پاره‌ی تن من است، هرکه او را آزار دهد مرا آزار داده است.


*** اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ***

مده از جنت و از حور و قصورم خبری
جز رخ دوست نظر سوی کسی نیست مرا

(قسمتی از غزل حضرت امام خمینی قدس الله سره الشریف)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان