بر من ببار


بر من ببار همچو حلاج...

تَرَک‌خورده‌های سرزمین مرا  پُر از آن مِی کن...

بگذار تا پُر ز تو باشم...

بگذار تا حجابی نباشد و ظاهر شود که «منی» نیست و سراسر تویی...

بگذار تا نتوانم «تو» بگویم که ازین «منِ» صوری حکایت کند...

بر من ببار همچو حلاج...